سامیارسامیار، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

slh

روز به روز شیرین تر

امروز کاری کردی که منو بابایی خیلی خندیدیم.بابایی ادای گریه کردن در آورد.هی او او کرد.تو خیلی ناراحت شدی سریع رفتی پستونکتو آوردی که بذاری تو دهن بابایی قربون دل مهربونت بشم مامانی ...
30 دی 1390

خبر جدید نی نی دوم تو راهه!

چند روزی بود که حالم خوب نبود .حالت تهوع و معده درد داشتم.با بابایی رفتیم آزمایشگاه شک کرده بودم شاید نی نی دارم .ساعت 8 رسیدیم و ساعت 8/5 بهم گفتند بله باردارم. جلوی مسوول آزمایشگاه خودمو گرفتم و بعد که در و بستم های های گریه کردم. وای خدای من باورم نمیشد یک نی نی دیگه !!!!! انقدر گریه کردم که تو هم متوجه شدی و با تعجب و ناراحتی نگاهم میکردی .الهی بمیرم برات حالا من چی کار کنم چطوری با وجود بارداری و دانشگاه به گلم رسیدگی کنم.   الان که برات مینویسم تو خوابیدی مثل فرشته ها آنقدر دوست دارم که حاضرم هر کاری برات بکنم و ناراحتیتو نبینم.نمیدونم شاید حکمتی داشته که نی نی دوم به این زودی اومد. فردا صبح رفتم سونوگرافی و نی نی و دید...
26 دی 1390

توجه!

خاله ها و عمو های عزیز و محترم لطفا بعد از اینکه لطف کردین نظر دادین بنویسید از کدوم کشور یا شهر هستید.با تشکر از طرف سامیار ...
24 دی 1390

سلام پسرم

یکی بود یکی نبود.میخوام برای همه داستان اومدن یک فرشته کوچولو به زمین بگم. نه ماه انتظار کشیدم مواظب بودم که موقع نشستن و بلند شدن دستمو به جایی بگیرم .موقع خوابیدن به توصیه دکترا به پهلو راستم بخوابم .غذاها و میوه های متنوع بخورم.زیاد کار نکنم ,استراحت کنم.مرتب دکتر میرفتم و... . بهترین لحظه ها وقتی بود که میرفتم سونو گرافی و میدیدمش .خلاصه گذشت و گذشت تا یک روز سرد سرد زمستانی ,گل پسر ما به دنیا اومد. روز23 بهمن 1389 ساعت 9.30 دقیقه سامیار به دنیا اومد حالا من یک فرشته اسمونی تو دستامه خدایا شکرت . ...
24 دی 1390

slh چیه؟

خوب S که اول اسم منه یعنی سامیار.و L اول اسم مامانم و H اول اسم بابام .حالا اگه گفتین اسم مامان بابام چیه؟ ...
24 دی 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به slh می باشد